جشن بازگشت به عصر حجر؛ وقتی «وصل شدن پیامک ها» معجزه میشود!
سال ۲۰۲۶ است. دنیا آن بیرون دارد درباره همزیستی با هوش مصنوعی، سفرهای بینسیارهای و اینترنت کوانتومی صحبت میکند. اما اینجا، در نقطهای از جغرافیا که نامش خانه است، ما امروز جشن گرفتیم. جشنِ چه چیزی را؟ جشنِ وصل شدن سیستم ارسال پیامک (SMS)!
چه طنز تلخ و دردناکی است که در عصر پرشتاب ارتباطات، سقف آرزوهای ما را تا دریافت یک پیام متنی ساده پایین آوردهاند. ۲۰۰ ساعت سکوت مطلق. ۲۰۰ ساعت بیخبری. ۲۰۰ ساعت خیره شدن به نمودارهایی که خط صاف مرگ را نشان میدادند.
ما ساکنان یک زندان ۸۰ میلیون نفری هستیم که جرممان خواستنِ بدیهیترین حق دنیای مدرن است: «ارتباط». وقتی شریان اینترنت را قطع میکنید، شما فقط کابلها را نمیکشید؛ شما کسبوکارها را خفه میکنید، امیدها را میکشید و ۸۰ میلیون انسان را در جزیرهای متروک، به گروگان میگیرید.
این قطعی، تنها یک مشکل فنی نیست؛ نمادی از قطع شدن ما از جهان، از واقعیت و از حقِ دانستن است. ما خوشحالیم که پیامک وصل شد؟ نه، ما غمگینیم که چقدر ارزان خوشحال میشویم.
۲۰۰ ساعت در منطقه صفر خاموشی دیجیتال!
اینجا ایران است، در سال ۲۰۲۶. در حالی که جهان با سرعت نور به سمت آینده میتازد، ما ۱۰ روز است که در زمان متوقف شدهایم. نمودارها دروغ نمیگویند؛ اتصال ۲ درصدی پس از 10 روز قطعی یعنی ۹۸ درصد مرگِ ارتباط. یعنی ۹۸ درصد خاموشی. امروز پیامکها وصل شد و ما لبخند زدیم؛ لبخندی تلخ که از گریه غمانگیزتر بود. این داستان نسلی است که ابزارهایش مدرن است، اما دغدغههایش به قرنها پیش بازگردانده شده. ما اینترنت آزاد میخواهیم، نه برای تفریح، که برای بقا. برای اینکه ثابت کنیم هنوز بخشی از این جهانیم. این حق ماست، و گرفتنش، دزدی آشکارِ زمان و عمر ماست.
در قرن بیست و یکم، وقتی اینترنت را از جامعهای میگیرید، روح آن جامعه را هدف گرفتهاید. ۱۰ روز گذشت. ۱۰ روزی که هر ساعت آن به اندازه یک سال کش آمد.
ما در این ۱۰ روز فقط از اینستاگرام و واتساپ محروم نشدیم؛ ما از «بودن» محروم شدیم. دانشجو از تحقیق ماند، بیمار از دارو، و کاسب از نان. ما را به غاری تاریک برگرداندند و گفتند همینجا بمانید و صدایتان در نیاید.
امروز که چراغ کوچک پیامکها روشن شد، حس غریبی داشتیم. حسی شبیه دیدن نور خورشید از دریچه سلول انفرادی. اما این نور کافی نیست. ما حق داریم زیر آسمان آبی و آزادِ اطلاعات نفس بکشیم. اینترنت آزاد، امروز دیگر یک کالای لوکس نیست؛ خودِ زندگی است. و دریغ کردن زندگی از ۸۰ میلیون نفر، نامش هرچه باشد، مدیریت نیست؛ جنایت علیه امید است.
نوشته: مدیر سایت ولتاژ (امید) تاریخ 27 دی 1404
